۱۲ باور اشتباه در مورد کارسخت – قسمت اول

حتما شما هم این جمله مشهور رو شنیدید که:”اگر میخوای پیشرفت کنی باید سخت کارکنی!”.ولی در واقع کارسخت قرار نیست منجر به پیروزی و ثروت بشه.لزوما همیشه نه!

در این نوشتار به برسی ۱۲ باور اشتباه در مورد کارسخت کردن میپردازیم.

۱٫هر چه بیشتر عرق بریزی بیشتر به دست می آوری!

این ایده که  شخصی آن را سندروم سطل های عرق نامیده، معتقد است که نتایجی که به دست می آورید به میزان سخت کار کردن شما بستگی دارد.

این ضرب المثل نتایج را با کار سخت مرتبط می‌کند:”شانه ات را زیر چرخ بگذار”.پس هرچه بیشتر کار کنم شانس بیشتری خواهم داشت. و یا توماس ادیسون ۱ درصد از نبوغ خود بهره گرفت اما ۹۹ درصد کار را با عرق ریختن انجام داد!

کار سخت، لزوما باعث موفقیت نیست!

اگر از مردم درباره “کلید موفقیت” بپرسید، اولین پاسخی که میشنوید “کار سخت!” است. به این ترتیب ایده کار سخت در افکار شما کاشته می شود و ما به این سخت کوشی افتخار می‌کنیم. گویی اگر سخت کار نکنیم  ضعیف و اگر سخت کار کنیم نیرومند هستیم.

بسیاری از کسانی  که موفقیت خود را از سخت کار کردن می‌دانند، به طرزی آشکاری، تاثیر عناصری را که به سود آنها کار کرده اند، نادیده می‌گیرند. دان مارکیس هنرمند آمریکایی گفته است: ((هنگامی که مردی به شما می گوید از طریق کار سخت ثروتمند شده است از او بپرسید: “کار سختِ چه کسی ؟!” ))

درباره کار سخت و موفقیت چیزهای زیادی شنیده ایم. اما کار سخت و شکست نیز بسیار زیاد اتفاق می‌افتد. برخی از ما در شغل خود سخت کار می‌کنیم، ولی اخراج می شویم. افراد دیگری در مورد زندگی زناشویی خود سخت کار می کنند و شکست می‌خورند. همچنین برخی سخت مطالعه می کنند، ولی نمی‌توانند ترفیع یابند یا نمی‌توانند فارغ التحصیل شوند و شغلی پیدا کنند.

کارهای سخت معمولا به شکست مالی منجر میشود

گاهی کار سخت، میان موفقیت یا شکست تفاوتی ایجاد نمی‌کند. مشکل این است که ما در مورد ارزشِ سخت کار کردن، اغراق می کنیم و سایر معیارهای لازم برای موفقیت را نادیده می گیریم.

متاسفانه یا بهتر است بگوییم خوشبختانه نتایج ، ارتباط کمی با میزان کار صرف شده دارد. شانه را زیر بار چرخ کار بردن، فقط دو چیز را برای شما تضمین می کند: “قامت خمیده و شانه ی شکسته”.

۲٫فعالیت یعنی سازندگی!

بسیاری از ما فعالیت را بنا به عادت با نتایج اشتباه می گیریم. این امر را می توان در کار مشاهده کرد.

اغلب سازمانها، معیار صحیحی برای ارزیابی کارکنان خود ندارند. در نتیجه، میزان فعالیت کارکنان را به عنوان خط کش سنجش بهره وری! جایگزین نتایج می‌کنند. پرکارترین فرد بهترین کارگر می شود و فقط به خاطر پرکاری، نه به خاطر نتایجی که به دست می‌آورد، پاداش می‌گیرد.

عامل زمان، یکی دیگر از عوامل ایجاد کننده ی پرکاری است، بسیاری از ما کارهای ۹ تا ۵ داریم و برخی روزها کاری برای انجام دادن نداریم. هنوز در بسیاری از موارد باید در محل کار بمانیم و خود را نشان دهیم. صرف‌نظر از میزان کاری که داریم نتیجه ی آن، ایجاد شرایطی است که زاینده رفتار مبتنی بر اتلاف وقت و انرژی است.

در کل اگر به نظر پرکار نرسیم، ممکن است رییس تصمیم بگیرد ما را اخراج کند.

در بسیاری از شرکتها،کم کاری کارمند صرفنظر از بهره وری،باعث اخراج میشود!

در اصل ما احساس اجبار می‌کنیم که باید پرکار بمانیم، در حالی که در مورد کاری که باید بکنیم اطمینان نداریم. اغلب هنگامی که بینش روشنی درباره ی هدف نداریم، میزان کوشش های خود را دو برابر می کنیم.

ما با فعالیت، سعی در پر کردن جای خالی هدف داریم. این امر به خوبی در ضرب المثل لژیونر های فرانسوی بیان شده است:”اگر شک داری، چهار نعل بتاز”، بهترین شکل مبارزه با دام فعالیت تعیین اهداف و حفظ تمرکز روی آنها است. اگر نتوانیم تمرکز بر هدف را حفظ کنیم بسیاری از ما دچار انحراف می‌شویم در روند دنبال کردن هدف گم شدن در فعالیت‌های زیاد، آسان است.

نتیجه ی ناخوشایندش این است که به عوض اینکه فعالیت، وسیله ای برای دست یافتن به هدف شود، خود به هدف تبدیل می‌شود.

مثال کلاسیک آن سگی است که می خواهد دم خود را بگیرد. شاعر و نویسنده آمریکایی هنری دیوید تورو گفته است:”کافی نیست که مشغول باشیم بلکه سوال این است که مشغول چه چیزی هستیم؟”

۳٫کارایی یعنی موثر بودن

گاهی معنی کارایایی و موثر بودن با یکدیگر اشتباه میشود.علت آن پیش تر مورد بحث قرار گرفت. نکته ای که امیدوارم روشن کنم این است که موثر بودن برای کارایی لازم است.

چگونه می‌توانیم بهترین راه دستیابی به یک هدف را پیدا کنیم اگر ندانیم هدف چه چیزی است؟! خبر خوب این است که موثر بودن را میتوان آموخت. شما می توانید با استفاده عاقلانه از هدف ها و اولویت ها قدرت سازندگی خود را بسیار افزایش دهید.

مطالعه قسمت دوم “باورهای اشتباه درباره کارسخت” از اینجا

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اسکرول به بالا