۱۲ باور اشتباه در مورد کارسخت – قسمت دوم

حتما شما هم این جمله مشهور رو شنیدید که:”اگر میخوای پیشرفت کنی باید سخت کارکنی!”.ولی در واقع کارسخت قرار نیست منجر به پیروزی و ثروت بشه.لزوما همیشه نه!

در این نوشتار به برسی ۱۲ باور اشتباه در مورد کارسخت کردن میپردازیم.

قسمت اول را از اینجا ببینید.

۴٫ دود چراغ خوردن

این افسانه، باوری را تقویت میکند که نتایج را متناسب با زمان صرف شده در پیگیری یک هدف می داند.

افراد معتاد به کار قربانیان رایج این افسانه هستند. آنها شب ها و حتی روز های تعطیل در دفتر خود هستند و هر لحظه را به شغل خود و کار اختصاص داده اند.سایر امور زندگی مانند خواب، خانواده و دیگر مسائل شخصی با فاصله ای خیلی زیاد، در درجه دوم اهمیت قرار گرفته اند.

 

ساعات طولانی کار، خطرات شناخته شده ای همراه دارد:

  • صرف مدت زمان زیاد در محل کار، ما را کند ذهن می کند. باید مدتی از کارسخت دور بمانید و باتری های خود را شارژ کنید. خودداری از این کار اثرات منفی بر قدرت خلاقیت و ابتکار ما میگذارد.
  • اگر به کار طولانی عادت دارید همیشه شبی یا تعطیلاتی برای نوشتن گزارش و پاسخ به نامه ها وجود دارد. شما قانون پارکینون رابه زندگی خود وارد کرده اید کار آنقدر گسترش می یابد تا همه وقت را پر کند.
  • بهایی که بسیاری از ما برای این نوع رفتار می پردازیم گزاف است: فشار عصبی، از دست دادن سلامت،طلاق،الکُلیسم و مرگ زود هنگام در میان افرادی که دود چراغ می‌ خورند شایع‌تر هستند.

۵٫بهترین راه انجام کار این است که خودتان آن را انجام دهید

به جای اینکه از کسی بخواهید کاری را برایتان انجام دهد، خودتان انجامش دهید. این طوری دیگر لازم نیست که صحت انجام کار را هم بررسی کنید.

همچنین در وقتی که صرف شرح دادن کار برای دیگران می کنید صرفه جویی می‌شود.

برخی اوقات راه حل این است که خودتان کارسخت را انجام دهید اما به هر حال به دوعلت همیشه اینطور نیست:

  • علیرغم احساس قدرتمندی، دارای محدودیت هستید. ممکن است خود را در یک پروژه غرق کنید تا متوجه شوید وقت آموزش دیدن آن، یا ابزارهای کامل کردن آن را ندارید! حتی ممکن است مشکل را پیچیده‌تر و وضعیت را دشوارتر کنید! تقریبا هر کسی که برای تعمیرات پیچیده منزل خود وقت گذاشته باشد در این دام گرفتار شده است: شما وقت و انرژی خود را در چاهی بی انتها می‌ریزید و در ازای آن چیزی به دست نمی‌آورید!
  • دلیل دوم و مهمتر این است که انجام همه کارها توسط خودتان کارآمدی شما را کاهش می دهد. اگر کمی از وجود خود را به هر کاری اختصاص دهید، یعنی به هیچ کاری به مقدار لازم بها نداده اید. این نگرش موجب می‌شود نتوانید بر چند پروژه پرسود و اصلی، وقت و انرژی خود را سرمایه گذاری کنید و تمرکز کنید.

[animate animation=”bounceIn” duration=”4″]
چرا انرژی و تلاش خود را مانند تفنگ ساچمه ای پراکنده می کنید، در حالی که می توانید همه این انرژی را صرف پرتاب یک گلوله کنید؟
[/animate]

 

۶٫ آسان ترین راه بهترین راه است

هنگامی که لینوس، فیلسوف بزرگ گفت: “هیچ مشکلی آنقدر بزرگ و پیچیده نیست که نتوانید از آن فرار کنید”، از افسانه ی “در پیش گرفتن راه آسانتر” دفاع می کرد.

بیشتر اوقات تئوری “راه آسان” را کسانی به کار می‌برند که پیش تر تئوری “کار سخت” را به کار برده‌اند.

هنگامی که کار سخت نتواند نتایج مورد انتظار را به دست دهد، آن ها سرخورده می‌شوند. بعد از بررسی منطقی وضعیت و تجربه، آنها یک تئوری را کنار گذاشته و تئوری دیگری را به کار می برند.

افرادی که در زندگی به دنبال راه آسان می روند از تئوری سرمایه گذاری در کارسخت، آگاه نیستند یا عمدا آن را نادیده می گیرند. متاسفانه آن ها به طور کلی در می یابند که دنبال کردن راه آسان، بهای زیادی در پی دارد.

به نظر میرسد آن ها هرگز بزرگترین حقیقت زندگی را در نمی یابند:”زندگی دشوار است”

از هنگام تولد تا مرگ، زندگی، حل مسئله یا مشکلات است.هر اندازه منضبط تر باشیم، توانایی ما برای حل مشکلات بیشتر است. هر قدر بیشتر مشکلات را حل کنیم، زندگی آسان تر می شود و شانس دست یافتن به اهدافی که برای ما اهمیت دارند، بیشتر می‌شود.آن ها که در جستجوی راه آسان هستند، زندگی را وصله پینه می کنند و در انتظار فرداها می مانند.واقعیت این است که هیچ چیزی آسان نیست،راه آسان و کم زحمت، راه با زندهاست.

 

ادامه دارد…مشاهده قسمت سوم از اینجا

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اسکرول به بالا