۱۲ باور اشتباه در مورد کارسخت – قسمت سوم

حتما شما هم این جمله مشهور رو شنیدید که:”اگر میخوای پیشرفت کنی باید سخت کارکنی!”.ولی در واقع کارسخت قرار نیست منجر به پیروزی و ثروت بشه.لزوما همیشه نه!

در این نوشتار به برسی ۱۲ باور اشتباه در مورد کارسخت کردن میپردازیم.

قسمت اول را از اینجا ببینید.

قسمت دوم را از اینجا ببینید.

۷٫ کار سخت فضیلت است!

یکی از سنت های جامعه ما این است که کار سخت را نشانه فضیلت و اصالت می دانند! عبارت “او سخت کوش است”،یک تمجید به حساب می‌آید.

این ایده که “کار، به خودی خود خوب است و افرادی که کار می کنند نه تنها خدمتی به دیگران می کنند، بلکه خود نیز به افراد بهتری تبدیل می شوند!”، چنان نیرومند است که افرادی که بیکار میشوند، احساس می‌کنند بی ارزش هستند و دچار احساس گناه می شوند، به حدی که آرزوی مرگ می کنند.

در میان ارزش‌های جامعه، این ارزش هرگز به چالش کشیده نشده است.باید این فرض را که هر نوع فعالیت بشری، ۱۰۰% دارای فضیلت است، زیر سوال برد.

کار سخت، برخی افراد را می سازد و بعضی دیگر را می شکند. این امر به شخص و نوع کار بستگی دارد.

۸٫ کار تفریح نیست

در کتاب عهد عتیق، کار، تصویری ناخوشایند دارد.کار، مجازاتی برای گناه تعریف شده است و مردم باید بیشتر ساعات بیداری خود را رنج بکشند تا بتوانند زنده بمانند.

به این ترتیب در کتاب پیدایش، یک ارزش فراگیر پدیدار می گردد:”کار نباید لذت بخش باشد”.

کار میتواند تفریح باشد.

آبراهام لینکن گفته:”پدرم به من یاد داد کار کنم، اما آن را دوست نداشته باشم. هرگز دوست نداشتم کار کنم.من این را انکار نمی‌کنم که بیشتر دوست داشتم بخوانم، قصه بگویم، شوخی کنم، بخندم و هر کاری بکنم، اما کار نکنم.”

به نظر میرسد در میان همه ی افسانه ها، ما در راه غیر فعال کردن این تابو هستیم. بسیاری از ما دریافتیم که به کار بردن انرژی ذهنی و جسمی به طور کلی امری طبیعی است و بسته به شخص و نوع کار، ممکن است کار کردن، خوشایند، ناخوشایند ویا چیزی میان این دو حالت باشد. مشکل پیروی کردن از این عقیده این است که اگر اعتقاد داشته باشید کار ناخوشایند است، آن را ناخوشایند خواهید یافت و این احتمال وجود دارد که خود را از برخی نعمات زندگی محروم کنید.

۹٫ تنها یک راه بهترین است

بسیاری از تحصیلات رسمی مارا بر این عقیده شرطی میکند.

در مدرسه و دانشگاه بسیاری از وقت خود را صرف آموختن راه حل مسائل یا پاسخ دادن به سوالات می‌کنیم. همه پاسخ های دیگر نادرست هستند و شخصی که بهترین پاسخ را می‌دهد، معمولا دانشجوی خوبی به شمار می رود.

اگر شخص دیگری کار را به صورت متفاوت انجام دهد احتمالا آن را به طرزی نادرست انجام داده است!!! در رابطه با کار، این نوع تفکر واقعاً مضر است.

تفکر جزئی و انعطاف ناپذیر ما را از یافتن راه های خلاق، فوق العاده، ساده و بهتر در انجام کار، باز می‌دارد. اگر راه  انجام کاری را پیدا کردید از کجا می‌فهمید که راه‌حل را یافته اید!واقعیت این است که متوجه نمی‌شوید. راه حل مسائل مطلق نیستند، جارو کردن کف اتاق با جاروی دستی راه حل خوبی است اما اگر جاروبرقی داشته باشید چطور ؟

قانون طلایی این است که همیشه دو راه خوب برای انجام هر کاری وجود دارد.

ادامه دارد…مشاهده قسمت آخر از اینجا

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اسکرول به بالا